|
به سوي فردا | |
|
۱۳۸۸/۱٠/۳٠
گاهِ داد
خوشبختانه تلویزیون گوشه هایی از دادگاه متهمان روز عاشورا را نشان داد.رییس دادگاه پیش از آن که دادگاه شروع شود،آن را دادگاه محاکمه ی عناصر ضد انقلاب و آشوبگران نامید.که یعنی تکلیف مشخص است.که یعنی من قاضی که بر خلاف دادستان و وکیل باید بی طرف باشم،بی طرف نیستم،که یعنی حسابتان با کرام الکاتبین است.که یعنی همه ی اصول حقوقی اسلامی و غیر اسلامی کشک............ ۱۳۸۸/۱٠/٩
تقاضا از مسوولان به ویژه از مسوولان امنیتی
با سلام خدمت مسوولان محترم امنیتی شاید مجبور باشید برای حفظ نظام،حفظ امنیت یا حفظ خودتان،این مطالب را بگویید و از صدا وسیما پخش کنید.حرفی نیست. ولی تو را به هرچه می پرستید،در جلسه های خصوصیتان،در جلسه هایی که با مسوولان تصمیم گیرنده دارید،حقیقت را بگویید...بگویید ناراضیان که نتیجه ی اشتباهات بیست،سی سال گذشته هستند نه چند ماه اخیر،انقدر که صدا وسما می گوید کم نیستند.بگویید شکاف اجتماعی بین مردم با مردم،مردم با مسوولان، مردم با علما توهم نیست. به آنها بگویید دستگاه های ناکارآمد نظام چگونه دوست را منتقد ،منتقد را دشمن و دشمن را محارب می کنند. تو را خدا به آنها بگویید که در این کشور بر خلاف آنچه آقای احمدی نژاد گفته است محتاج به نان شب واقعا وجود دارد. بگویید،آخر آن بیچاره ها هر شب فقط وقت می کنند بیست وسی نگاه کنند.لا اقل شما به آنها ۱۳۸۸/٩/٢۱
خبر فوری
دیشب دم غروب بود که شبکه ی خبر زیر نویس کرد،خبر فوری.خبر فوری یعنی چه؟یعنی خبر فوری دیگه.ولی خبر فوری شبکه ی خبر ظهر دیروز ،یعنی چند ساعت قبل از زیر نویسش اتفاق افتاده بود. خبر فوری،خبر راهپیمایی جمعی از نماز گزاران شهر های مختلف در اعتراض به هتک حرمت امام (ره) در روز 16 آذر بود.این خبر فوری همچنان زیر نویس می شد تا اینکه با خبر فوری دیگری جایگزین شد.بر پایی تجمعات امروز و عزاداری دانشجویان در اعتراض به همان هتک حرمت.یعنی خبر فوری چند ساعت قبل از اتفاق افتادن آن.بیش تر یک اطلاعیه تا خبر. شما اگر یک رسانه ای حرفه ای باشید باید دو دستی بزنید توی سرتان که شبکه ی خبر مملکتتان خبر های فوریش یا مال چند ساعت قبل است یا چند ساعت بعد. کاش نهاد های امنیتی،وقتی می خواهند دستوری به رسانه ها بدهند حداقل نوع کارکردن مطلب را به عهده ی حرفه ای ها بگذارند،البته اگر حاضر باشند با آن ها کار کنند ، تا آبروی رسانه ای یک کشور به سخره گرفته نشود. خب،از بی بی سی چه خبر؟ پی نوشت: من هم عزادارم.نه به دلیل اینکه دو سه نفر یواشکی رفته اند عکس امام را آتش زده اند.برای این که صداوسیما ،به فرموده، آن را پخش کرد. ۱۳۸۸/٦/٢٠
من با حرف دوستم البته موافق نیستما،فقط یه خاطره است.
دیشب ،خونه ی یکی از دوستان بودیم.به صرف گفتگو و چایی و قرآن.کمی از نیمه شب گذشته بود،با دوتا دیگه از دوستان تصمیم گفتیم به مسجدی برویم و قرآنی به سر بگیریم.بقیه نیامدند و البته واضح و مبرهن است که قضایای پس از انتخابات بی تا ثیر در خلوت گزینی شان بود.
به خلوت خودمان برگشتیم. ۱۳۸۸/٦/۱٠
انحطاط
بهانه ی این نوشته جوابیه ای بود که مدت ها پیش روزنامه ی به شدت وزین ایران به سایت تابناک نوشته بود و از مدیران سایت خواسته بود به فکر شغل حدیدی باشند و پیش نهاد کرده بود سلف سرویس موسسه ی ایران را دست بگیرند!!!
این ادبیات که در گذشته در برخی محافل خاص و محدود شنیده می شد یا در بعضی جراید می شد آن را دید،امروزه به عرصه ی عمومی جامعه وارد شده و بالاترین مقام های دولتی هم باکی ندارند که منتقدان خود را یا به سخره بگیرند یا با وقیحانه ترین کلمات به آنها حمله کنند.سایت ها و نشریات گوناگون هم سرشار ازبی ادبی ها ی آشکار است.تا آنجا که در نظر عده ای ،این نوع گفتار بسیار طبیعی است و اگر کسی بخواهد در کلام نزاکت را رعایت کند احتمالا بچه سوسول است و باید برود خانه. در گذشته ای نه چندان دور اگرسیاستمداری نزاکت سخن را رعایت نمی کرد، از چشم همگان ، دوست و دشمن می افتاد،اما امروز عده ای سینه چاکانه از این رفتار دفاع می کنند،که آدم را یاد خرده فرهنگ هایی می اندازند که حبس رفتن و سبیل آنچنانی و سیگار و فحش های چاله میدونی را نشان مردی می دانند. این یک قسمت ماحرا.قسمت دیگرش این است که نکند خدای نکرده ما هم یواش یواش شبیه آنها شویم؟ ۱۳۸۸/٦/٢
ربنای ما،ربنای آن ها
.................................... ستیز با قدرت،ستیز حافظه با فراموشی است. کتاب خنده و فراموشی،میلان کوندرا ۱۳۸۸/٥/۱٢
این دادگاه علنی است .نه آن قدر علنی که وکلای متهمان و خانواده هاشان در آن باشند. این دادگاه قانونی است .نه آن قدر قانونی که آنچنان که قانون اساسی گفته هیات منصفه داشته باشد . نه آنقدر قانونی که هویت متهمان آن گونه که قوانین دادرسی می گوید پیش از قطعی شدن رای افشا نشود. این صدا وسیما ملی است،نه آن قدر ملی که رییس جمهور سابق و رییس تشخیص مصلحت نظام بتوانند در آن حرف بزنند. این جامعه اخلاقی است،نه ان قدر اخلاقی که دروغ و تهمت در آن قبحی داشته باشد. این حرف ها حسابی است ، نه آن قدر حسابی که فردا تکذیب نشود...
۱۳۸۸/٥/٩
رفت وآمد خانوادگی
بهم گفتن فلانیا با فلانیا رفت و آمد دارن،می رن خونه ی همدیگه...گفتم خب چه اشکالی داره... نتیجه: 1.کسانی اخبار رفت و آمد رفقا به منزل همدیگر را به مدیران می دهند. 2.مدیران به این اخبار گوش می دهند. 3.برای بعضی مدیران اخبار خانوادگی کارمندانشان مهم است. 4.مدیر ما آدم روشنفکری است چون به ما اجازه می دهد برویم خونه ی هم. 5.بازم جای شکرش گویا باقی است. ۱۳۸۸/٥/٤
مملکت هر کی هرکیه.بعد ازسی سال نتونستیم به معنای واقعی کلمه یک نظام داشته باشیم.کدوم نظم؟ کی ولایتیه؟کی نیست؟ولی اصلا کی هست؟اختیاراتش چیه؟از کدوم نظر فقهی در باره ی حکومت پیروی می کنیم؟اونایی که سال ها پیش سنگ این بنا رو گذاشتن حالا منتقدشدن.اونایی که اون موقع مخالف بودن ومتهم به لیبرال ویا حجتیه ای بودن بودند حالا ذوب در ولایتن. رییس چمهور ولایتیه؟پس چرا وقتی رهبر می گه انتصاب رحیم مشایی کان لم یکنه ،یعنی اصلا وجود خارجی نداشته،با اکراه تازه استعفاش رو می پذیره؟بعد هم می ذارتش یه جای دیگه،همون بغل مغلا؟ این قانون اساسی اصلا چی می گه؟حرف حسابش چیه؟می گن پر تناقضه،راست می گن؟ می گن زندانیا عحیب مورد رحمت اسلامی قرار گرفتن.چنان که چند تاشون مردن. یه جای کار مشکل داره.شاید هم چند جاش.شاید هم همه جاش. هر کی هرکیه.کی به کیه؟کسی اصلا فکر می کنه نباید اینجوری باشه؟یا شاید فکر می کنن همین جوری باشه خیلی بهتره.آزادیمون از بی حاب و کتاب بودن به دست می یاد،استبدادمون هم هکذا. مملکت هر کی هرکیه.بعد ازسی سال نتونستیم به معنای واقعی کلمه یک نظام داشته باشیم.کدوم نظم؟
۱۳۸۸/٥/۳
خبر خطر نمی کند
خبر دردناک حادثه ی هوایی مشهد به سرعت همه جا پخش می شود،خبر گزاری ها آن را مخابره می کنند،شبکه های خبری جهان به این خبر را فوری پخش می کنند... اما خبر شبکه یک تمام نامه ی جمعی از نمایندگان خبرگان را می خواند،خبری که بارها از ظهر پخش شده،...پس از آن نوبت به خبر حتما مهم تر سخنان آقای احمد خاتمی خطیب نماز جمعه ی تهران می رسد،...چه قدر ثانیه ها کشدار می گذرد...تعداد زیادی نگران حال خویشانشان هستند،سر انحام آقای حیاتی خبر را می خواند...ارتیاطی کوتاه با یک مقام انشا ا.. مسوول و تمام ! خبر بعدی... چند روز پیش ،هنگام سقوط مرگبار هواپیمای توپولف هم در حالی که شبکه ی نایل نیوز مصر خبر آن را زیر نویس می کرد،شبکه ی خبر خودمان از باغ های ایرانی سخن می گفت،همهان موقع خواستم مطلبی بنویسم که دیر شد. گفتم دیگر بیات شده،تا امشب... شاید اگر می توانستند،بخشنامه می کردند که تا اطلاع ثانوی هیچ رخداد بدی حق ندارد رخ دهد،ولی خب، خوشبختانه هنوز بر تقدیر خداوند تسلطی ندارند... ممکن است حان انسان ها مهم نباشد یا به هزار دلیل مصلحت نباشد که به سوانح غیرطبیعی کشورمان پرداخته شود ولی ،مردم برای کسب خبر منتظر معاونت الحق سیاسی سازمان صدا وسیما نمی مانند.
[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ] |
خانه آرشيو پست الكترونيك دوستانِ من
ميلادِ اكبرنژاد
رادیو گفت و گو
![]() |
||||