به سوي فردا

به سوي فردا

۱۳٩٠/٥/٢۱
توبه نامه، یکم

 

اگه از شجریان خوشمون بیاد و یکی بگه من شجریان گوش نمی کنم، رگ گردنمون می زنه بیرون و طرف هم لج می کنه، و ساعت ها با هم بحث می کنیم. یا اگه از طرفدارای بیضایی نباشیم و یکی بگه از فلان فیلمش خوشم اومد، دستش می ندازیم و دوباره یه بحث چند ساعته رو برای فرسایش روح راه می اندازیم.

اصلا انگار سادیسم داریم که مخمون رو به ... بدیم.

هر جا با خونواده و دوست رفیق می شینیم، به جای لذت هم نشینی، سریع مسایل اختلافی رو پیش می کشیم. اگه طرف طرفدار شریعتی باشه، هر چی علیهش خوندیم می ریزیم وسط، اگه منتقد شاملو باشه، می شیم طرفدار سینه چاکش.

اگه زری خانوم بگه بچه م رو گذاشتم مدرسه ی شهید فلان، پری خانوم شروع می کنه از معلمای بد و دانش اموزای شرور همون مدرسه می گه.

اگه اوس ناصر بگه پراید خریدم، شروع می کنیم از مضرات پراید و محاسن پیکان حرف میزنیم.

خلاصه مهم اینه که چنگی تو صورت هم بزنیم و یه بحثی راه بندازیم. هر چند خودمون هم به چیزی که میگیم اعتقادی نداشته باشیم، ولی برا خوش مزه شدن بحث، طرفدار یه طرف قضیه می شیم.

و بدین ترتیب سالهای عمرمون رو در جدل های بی حاصل صرف می کنیم.در حالی که چه اهمیتی داره که اگه من شجریان گوش می کنم، همسایمون از ریخت شجریان هم خوشش نیاد؟

خدایا منم گاهی از همین حماقتا کردم. توبه ، توبه، توبه

علي

۱۳٩٠/٤/٢٠
 

از: من
به:آقای محمد یزدی
سلام علیکم.
اخیرا فرموده اید که ولی فقیه اشتباه نمی کند.چون برای محبان حضرت عالی شبهه پیشامده مستدعی است سریعا رفع شبهه بفرمایید.از آن جا که حضرت امام جاهایی خود معتقد بودند که اشتباه کردند، آیا امام اشتباه کرده بودند که فکر می کردند اشتباه کرده اند؟یا چیز دیگر.
لطفا بدون فوت وقت در جهت ابهام زدایی اقدام کنید.
الاحقر، علی

علي

۱۳٩٠/۳/٢٩
 

فیس بوک دیگه مجالی نمی ده که آدم اینجا بنویسه. ولی برا ثبت در تاریخ هم که شده، یادداشت های پراکنده م رو اینجا می ذارماز سایت آینده نیوز پیدات کردم.

....مطلبت رو خوندم.  به عنوان کسی که ده ساله بهترین سالهای جوانیم رو تو نهادهای فرهنگی جمهوری اسلامی گذروندم، باید بگم که سال هاست کار از کار گذشته. مدیریت طایفه ای و البته به نحو تهوع آوری جناحیِ فرهنگ در مملکت ما سالهاست به بن بست رسیده. تو یه مدیر فرهنگی اسم ببر و بگو در سالهای گذشته خوب کار کرده. ببین چه بلایی سر ما آوردن که بیشتر هنرمندای ارزشی سالهای گذشته شدن اپوزسیون! بعد هم می گن از بی بصیرتیشونِ! یه لحظه از خودشون نمی پرسن شاید ما یه جایی غلط رفتیم. مهندسی فرهنگی؟ شده دو تا دعای کمیل که آقایون بیلان بدن. نمی خوام از تیاتر و موسیقی و تجسمی حرف بزنم که نابود شد رفت ، تو زمینه ی مذهب چی کار کردن؟ از تلویزیون عراق و امارات هم عقب تریم! یه کلیپ به درد یه خور درباره ی اذون ساختیم؟ یه سامی یوسف تحویل دادیم؟ اتفاقا باید نگران بود. خیلی از آدمایی که میشناختم،مساله شون دیگه شورای نگهبان و ولی فقیه نیست،به لطف خودبینی دوستان روی توحید مساله دار شدن. البته هنوز دین گریزی و یا ستیزی رو در ایران مساله ی جدی ای نمی دونم ولی اطمینان داشته باش با این روند زیاده خواهانه و همه چیز طلبی دوستان ِ سابق! در آینده ای نه چندان دور جدی خواهد شد.

اینا که مثل بختک افتادن رو مدیریت فرهنگی ما، همه رو یه بر چسبی می زنن ـ فتنه گر و لیبرال و سوسول و کره خر! . ...ـ خودشون هنرشون چیه؟ کندن اسبا تو ساری؟ سفید کردن نقاشی دیواری تو مشهد؟ تابلو های رنگی رنگی که ادم رو یاد ده کوره های پاکستان میندازه؟ نهایتا دو تا نماز جماعت که هزار و جهار صد ساله داریم می خونیم و به اینا ربطی نداره؟ سی سال زمان کمی نیست چه غلطی کردن؟

به هر حال من که به کل از اینا دل بریدم، هر وقت یادم می آد که برای یه کار کوچیک که با اخلاص تمام می خواستیم بکنیم چه پدری ازمون در می آوردن،سر درد می گیرم. به قاطعیت می گم، امروز برا هیچ مدیری مهم نیست کسی حجاب بکنه یا نه،خدا ترس باشه یا نه. به لطف ِ سال ها حذف دلسوزان منتقد ، دیگه چیزی ته کیسه ی نظام نمونده. هر چی هس، یه مشت جنس بدلی بادمجون دور قاب چینه که فقط نگران فیش حقوقیشون وعکسشون توی روزنامه ها هستن.

یا علی....

سیدنی/

 استرالیا  

علي

۱۳٩٠/۱/٢٠
این پیر مرد با صفا

مدت ها پیش آقای شجونی با همشهری ماه مصاحبه ای کرده بود و مطالبی گفته بود که در سایت های مختلف، جسته و گریخته به آن پرداخته شد.اما جدیدا نکته ی جالبی در آن یافتم.

قسمتی از گفته هایش:

آقایان سران فتنه هم خدا میداند یا از اول باطن سیاهی داشتند یا در این مسائل انتخابات تغییر کردند. مملکت حساب و کتاب دارد. در وزارت کشور 1500 نفر کارمند نشسته. سرتاسر ایران چند میلیون آدم محترم از قشرهای مختلف آوردند پای صندوق برای نظارت. آنوقت آدم بگوید تقلب! این آقا جواب این چند میلیون را روز قیامت چطوری میتواند بدهد؟ از صبح تا غروب پای صندوق نشستند کار خودشان را انجام دادند، آنوقت به آنها میگویند خائن و متقلب! جواب اینها را چطور میدهند؟

 

قسمتی دیگر:!

من دوره اول نماینده کرج بودم و خدایی به مردم خدمت کردم و اگر از مجلس حقوق ماهی 7000 تومان میگرفتم خدایی خرج مردم میکردم. همین الان مهندسی هست به نام کوهستانی که آن زمان جوان بود. الان یک سال است به من میگوید حاجآقا من با شما بد نبودم ولی دنگم گرفته بود که رای نیاوری! من در یک صندوق 21 هزار رای مخالف شما دادم! ببین چطوری حق من را خوردند.

سوال: در آن انتخابات آن آقایان از قشر های مختلف نبودند که در یک صندوق، فقط ذر یک صندوق این حجم تقلب شد؟

 نظرم: والا، به خدا این نظام انتخاباتی ماچاله چوله زیاد داره.حالا ما نفهم.شما برای این که فردا دوباره عده ای به جان هم نیفتند، این نظام انتخاباتی را اصلاح کنید.

علي

۱۳۸٩/۱٢/٢۸
مرام سیاسی

مرام سیاسی من دفاع از مظلومه. هرکس که باشه. وقتی ناعدالتی می بینم،کفری می شم. شاید جوگیر بشم.بچه بشم.کارای عجیب و دردسر ساز بکنم، ولی نمی تونم ظلم رو تحمل کنم.

برا همینم خیالم راحته، که اگه هزینه ای هم بهم تحمیل بشه، برا خوشامد این و اون نبوده که بعد بخوام پشیمون بشم.

چه فرقی میکنه که کدوم وری هستیم؟ چه فرقی می کنه چه رنگی هستیم.اصلا چه فرقی می کنه هدفمون چیه و برا چی می جنگیم؟

مهم اینه که یه قدم کوچیک برا دلخوشی هر ستمدیده ای بر داریم.

این فرق ما ست با سیاسی کارها.اونا سود سیاسی رو می سنجن، ما رضایت درونی.

ودقیقا همینه که حاکمان ما رو درک نمی کنن، وفکر می کنن که حتما از یه جایی خط میگیریم، یا پول یا...

و برا همین که وقتی می خوان حریف رو بزنن، معمولا ما هم کتک می خوریم.ما جوونایی که فقطحرف زور تو کتمون نمی ره.

علي

۱۳۸٩/۳/۱
من سیاسی نیستم

آدم سیاسی نبودن مایه ی مباهات بعضی است.

اگر سیاسی بودن،به معنای فعالیت در قالب یک تشکل سیاسی باشد،کمتر کسی در ایران سیاسی واین هم البته جای مباهات نیست.بلاخره یکی این کار می کند و دیگری نه.قرار نیست که همه مثل هم باشند.

اگر سیاسی بودن به معنای آلوده شدن به دوز و کلک های رایج در جدال قدرت است،این البته جای افتخار است.

اما،

نکند این که با افتخار بگوییم سیاسی نیستیم،مفری باشد برای این که فکر نکنیم،چون حوصله نداریم فکر کنیم؟نکند به این معنا باشد که فقر دیگران برایمان اهمیتی ندارد چون خودمان لقمه نانی داریم؟

نکند به این معنا باشد که ظلم به دیگران،تکانمان نمی دهد؟نکند یعنی بگزارید بخوابم؟

 

علي

۱۳۸٩/٢/٢٩
یک محافظ،یک جهان حرف

احمد یزدان فر،سمت چپ تصویر

در روز های انتخابات و پس از آن؛همیشه به او فکر می کردم.همه جا بود.می گفتم این مرد چه حرف های نا گفته ای دارد،چه محشری خواهد شد اگر روزی خاطراتش را بنویسد.

می گویند وقتی آقای خاتمی رییس جمهور شد،از میر حسین می خواهد تا محا فظ او را در کنار داشته باشد،موسوی،حاج احمد را مخیر می کند،که برود،ولی او تر جیح می دهد در کنار او بماند.


برکناری حاج احمد یزدان فر،محافظ میر حسین موسوی،سیاسی باشد یا اداری،به هر حال،  برگ های دیگری از کتاب خاطرات او را پر می کند..با سپاس از او و همکارانش در سپاه انصار المهدی عج.

یزدان فر نفر سمت راست

علي

۱۳۸٩/٢/٢٢
فایده ی کیهان چیست؟

جناب آقای حسین شریعتمداری،

سلام علیکم.

بدین وسیله مراتب تبریک خود را به مناسبت تبرئه ی حضرت عالی و مطبوعه ی وزین کیهان ،اعلام می دارم و از خدای سبحان می خواهم تا در ادامه ی راه توفیق یارتان باشد.

در زمانه ای که رسانه های معاند و ضد انقلابی بی وقفه مطالبی موهن و بی سر وته علیه اسلام،انقلاب،و اخلاقیات جامعه ی ایرانی پخش می کنند و هر وقت  ایمانمان نسبت به راه اصیل انقلاب و رهایی بخشی دین عزیز اسلام می لرزد،با نگاهی به آنها محکم تر از پیش بر سر ایمان خویش می ایستیم،

کیهان عزیز،هم ،همیشه ما را از غلتیدن در دام بنیاد گرایی،بی انصافی،و خلاصه آنچه این روزها آنرا اصولگرایی کور می گویند،نگاه می دارد.هر وقت می خواهم به شما و دوستانتان خوش بین شوم،یا در اندیشه های خود شک می کنم و تصمیم می گیرم  خدمت یکی از آقایان برسم که آب توبه سرم بریزد،کیهان را تورقی می کنم و با گامی استوار به راه خود ادامه می دهم و از لغزش در دام شمایان حفظ می شوم.

خدا شما را برای ما و همه ی دوستداران اسلام و انقلاب نگه دارد.

راهتان پاینده باد،

دوستدار و ارادتمند،علی.

علي

۱۳۸٩/٢/۱۱
شما در چه مملکتی زندگی می کنید؟

در کشور ما چه بسیار دختران نکو رویی که در حسرت گرفتن دستی در دست،می مانند و چه بسیار پسران که بوسه ای را مگر در خواب ببینند.

وقتی از افزایش جمعیت می گویید،حتما منظورتان نفوس حلال زاده است.نه؟

چرا کفر مان را در می اورید؟بس است.می خواهم گوشهایم را بگیرم که چیزی نشنوم.

 

علي

۱۳۸۸/۱٠/۳٠
گاهِ داد

خوشبختانه تلویزیون گوشه هایی از دادگاه متهمان روز عاشورا را نشان داد.رییس دادگاه پیش از آن که دادگاه شروع شود،آن را دادگاه محاکمه ی عناصر ضد انقلاب و آشوبگران نامید.که یعنی تکلیف مشخص است.که یعنی من قاضی که بر خلاف دادستان و وکیل باید بی طرف باشم،بی طرف نیستم،که یعنی حسابتان با کرام الکاتبین است.که یعنی همه ی اصول حقوقی اسلامی و غیر اسلامی کشک............

قضای اسلامی بی شک از مفاخر تمدن شکوهمند مسلمانان است،آن زمان که عموم دادگاه های دنیا،نظام تفتیشی داشت،و متهمان نگون بخت باید بی گناهی خود را اثبات می کردند،قضاوت اسلامی مبتنی بر اصل برایت بود و همه بی گناه بودند مگر که خلاف آن ثابت می شد.در جهانی که محکمه هایش  گاو و گوسفند را مجازات می کردند که به مرتعی غیر از آنِ صاحبشان وارد شده اند،آدم های مست و دیوانه در دادگاه های اسلامی مجازات نمی شد،چرا که مسلوب الاراده بوده اند.آن زمان که اراده ی شاهان اراده ی مطلق ملک بود،امیر حکومت مسلمانان در کنار شاکی یهو دیش در برابر قاضی می نشست،و قاضی را غضب می کرد که چرا در نگاه کردن بین دو سوی پرونده عدالت را رعایت نکرده است!
در طول سال ها البته،حاکمان کشور های مسلمان کار خود را می کردند،و باب القضای کتاب های فقهی در گوشه ی حجره هاخاک میخورد.
انقلاب اسلامی،امیدها زنده کرد تا اسلام که عموم مردم آن را نسخه ی سعادت آفرین زندگی دنیا آخرت خود می دانستند،نسخه ی شفا بخش زندگی آنها باشد.
تا امروز سیاسی کاری،رفتارهای امنیتی،بدبینی به دانشمندان دگر اندیش و ناکامی در پرورش نیروهای متخصص و البته گزینش بر اساس معیارهای غیر علمی مانع به بارنشستن تلاش های حوزویان و دانشگا هی ها شده است.که اگر مردم همین حلاوت دادگستری اسلامی را بچشند،بعید می دانم به راحتی دست از جمهوری اسلامی بکشند.

علي

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك


دوستانِ من

ميلادِ اكبرنژاد
محمد آقازاده
چاي يا قهوه
بارووون
شه‌زاده‌ي من؟
محمود ناظری
اگه بارون بزنه
بچه های رسانه

رضا ساکی
وحید جلیلوند
رادیو گفت و گو
بی سر وته-شنونده نما
كي بود ؟كي بود؟
دور جوانی/رادیو فارس
یه شنونده
بارازیت
سعیدبور محمودی
فرکانس برتر
سایت های مورد علاقه

sponsor
Free Web Counter
sponsor